یکم میخوام در مورد روزای خودم بنویسم . روزایی که دارم میگذرونم . میدونم سخته ولی مجبورم کردی اینطوری برم جلو . ولی خودت من و خوب میشناسی وقتی پای حرف بایستم واقعا می ایستم مثل همون یکسال . بگذریم . کارم و عوض کردم البته بعد از یک ماه و نیم استراحت مطلق . خدا رو شکر کارم خوبه ، آدم هاش هم خوبن . کلا همه چی آرومه . دیروز گلهایی که خریده بودم رو کاشتم تو گلدونم و گذاشتم پشت پنجره اتاقم تا باز دوباره با اومدن بهار اون گلدون بدون گل هم یه رنگ و بویی بگیره . تو این چند وقت هم 3 تا ، از دوستای عزیزم رفتن به سوی تاهل . دو زوج نامزد و یکی هم عروسی کرد . از همین جا برای 6 نفرشون آرزو میکنم خوشبخت بشن و همیشه و همه جا در کنار هم باشن . ( بعضی وقتا حسودیم میشه … منم زن میخوام :دی ) ( جدی نگیرید ) . روزا میگذرن و و به سرعت هر چه تمام میرن جلو .
یه آهنگ در انتها میذارم که خیلی دوسش دارم . آلبومش بالاخره اومد به بازار . مهدی یراحی رو میگم . حتما گوش بدید . دیگه اینکه مرسی عزیزم و مرسی خدا و متشکرم از تو …
Mehdi Yarahi – To Bar Migardi by TeeVaa
پ.ن: یه جا خوندم : غروب شد ، خورشید رفت ، آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت ، ناگهان ستاره ای چشمک زد ، آفتابگردان سرش را پایین انداخت ، گلها هرگز خیانت نمی کنند …
پ.ن: گلها هرگز خیانت نمی کنند … ولی تو با گلها چه کردی ؟!!





